سلام قشنگم
سلام دختر نازم.امروز شما 3 ماه و 3 روزته...* اومدم برات تعریف کنم از این چند روز ...* از اینکه سه شب پیش وقتی شما در حال خوابیدن بودی خدا گریه میکرد وداد میزد ... خدا گله مند بود از بنده هاش...از من که بخاطر سر و صدا بیدار بودم ولی بلند نشدم یه نماز شب بخونم...بلند نشدم یه نماز شکر بخونم ...(بارون میامد و رعد و برق...از اون رعد و برقااااااا بود هاااااااااااا...وقتی میخواستیم بخوابیم کم کم شروع شد ولی زیاد نبود...خوابمون برد ... ساعتای رب به چهار که از خواب بیدار شدم که شما رو شیر بدم دیگه خوابم نبرد از سر و صدا ... من رعد و برق رو خیلی دوست دارم هر چی صداش بیشتر هم باشه بیشتر عشق میکنم و خداموشکر میکنم...فکر میکردم الان هم همین طور باشم ولی ...







